نقرس در واقع نوعی بیماری التهاب در مفاصل است که با التهاب و قرمزی و سوزش در مفاصل مشخص می‌‌شود و در بیش از نیمی از موارد این علایم در مفصل متاتارسوفالانژیال (مفصل ابتدایی شست پا) ظاهر می‌شود.

این بیماری که علت اصلی آن افزایش سطح اسیداوریک در خون می‌باشد ممکن است با بیماری‌های دیگری مانند سنگ‌های کلیوی (به خصوص سنگ‌های اوراتی) نیز همراه گردد. روند رو به رشد گرایش به غذاهای آماده و مصرف بیش از نیاز پروتئین، مصرف کالری بیش از نیاز، مصرف نوشیدنی‌های قندی، الکل و افزایش کلسترول خون نیز از سایر مواردی می‌باشند که می توانند در افزایش میزان اسیداوریک خون تاثیرگذار باشند و به این ترتیب زمینه را برای بروز بیماری نقرس فراهم نمایند.

افزایش میزان اسیداوریک در خون سبب رسوب کریستال‌های آن در مفاصل، تاندون‌ها و بافت‌های اطراف آن شده و به این ترتیب التهاب و درد ایجاد می‌گردد. در عین حال اصلی‌ترین عامل افزایش میزان اسیداوریک خون دریافت مواد غذایی حاوی اسیدآمینه پورین به میزان زیاد می‌باشد. از جمله علل ایجاد بیماری نقرس می‌توان به رژیم غذایی نامناسب حاوی پورین زیاد، استعداد ژنتیکی و مشکل در دفع مناسب نمک‌های اسید اوریک اشاره نمود.

از این بین دفع نامناسب اسیداوریک از کلیه یکی از عوامل مهم به شمار می‌رود. برخی مشکلات نیز احتمال بروز نقرس را افزایش می‌دهند. پاره‌ای از این مشکلات شامل: افزایش فشار خون، دیابت نوع 1 و 2، کلسترول بالا، مشکلات گوارشی، کاهش توده عضلانی، چاقی و بیماری‌های کلیوی می‌باشند. مصرف داروهای مدر نیز که گاهی در درمان کنترل فشار خون بالا مصرف می‌شوند نیز با افزایش حملات نقرس ارتباط مستقیم دارد.

توصیه می‌شود افراد مبتلا به نقرس زیاد آب بنوشند (حدود 2تا3 لیتر) زیرا این امر سبب کمک به دفع اسید اوریک از طریق کلیه‌ها می گردد. از طرفی این افراد باید سعی کنند تا وزن خود را در محدوده ایده‌آل حفظ نمایند و از مصرف زیاد روغن و غذاهای حاوی پورین خودداری نمایند.

رعایت رژیم غذایی مناسب می‌تواند کمک زیادی به کنترل حملات نقرس و درمان آن نماید و توصیه می شود که افراد مبتلا میزان دریافت پورین را به 120 تا 150 میلی‌گرم در روز کاهش دهند.

برخی غذاهای حاوی پورین زیاد عبارتند از: گوشت و عصاره گوشت، احشاء حیوانات (جگر، دل، کلیه)، کله پاچه، ماهی ساردین و شاه‌ماهی، میگو، اسفناج، مخمرها (ماءالشعیر) و غلات (عدس، نخود، لوبیا). از طرفی مواد غذایی مانند مرغ و ماکیان دارای مقادیر متوسط پورین می‌باشند و میوه‌ها، سبزیجات، برنج پاستا سیب‌زمینی و تخم‌مرغ (مصرف متوسط) از جمله غذاهای آزاد هستند.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آبان 1393ساعت 14:53  توسط فاطمه برزوئی  | 

بررسی پرستاری:

 

مشخصات دموگرافیک:  

نام:  ******      نام خانوادگی: ******                جنس: مذکر               سن: ۶۶ سال

وضعیت تأهل: متأهل                 شغل: کشاورزی و دامداری                  اهل: روستای *******

دارای یک همسر و چهار فرزند

شماره ی پرونده: ۰۰-۲۶-۱۱           پزشک بستری کننده: دکتر ******        بیمارستان : ******

بخش: داخلی                 اتاق: ۶         تخت: ۱۰           تشخیص پزشکی: سیروز کبدی

شرح حال:

بیمار در کشاورزی بیشتر از کودهای شیمیایی استفاده می کرده. بیست سال پیش مبتلا به واریس می شود که منجر به خونریزی معده شده که برای درمان آن تحت عمل جراحی قرار می گیرد. بیمار بیان می کند که در طول سالهایی که در جبهه بوده به دلیل سر خوردن پا و برخورد کردن با درب رادیات ماشین ، به شکم وی ضربه ای وارد می شود که از آن پس باعث اتساع شکم وی شده و با گذشت زمان این اتساع بیشتر شده است. سابقه ی مصرف سیگار در دوران جوانی داشته است که اکنون ترک کرده است. از حدود سه ماه پیش کاهش وزن قابل مشاهده ای داشته. تعداد وعده های غذایی وی سه مرتبه در روز می باشد ولی در یکی دو ماه گذشته به دلیل بی اشتهایی و احساس بی حالی یک وعده غذا در روز مصرف می کرده و کمتر به کار کردن پرداخته. قرص لاکتوروز و داروهای ادرار آور و خشک کننده استفاده می کند .رابطه اش با نزدیکان و دوستانش خوب بوده و دوستان زیادی داشته است.

بیمار با علائمی چون بیحالی، سر درد، سرگیجه، تب، بی اشتهایی و تشنگی زیاد ولی بدون سرفه به بیمارستان مراجعه می کند.

تشخیص پرستاری:

  • تغذیه ناکافی کمتر از نیازهای بدن به علت بی اشتهایی و بی حالی
  • عدم تحمل فعالیت در ارتباط با خستگی و بی حالی
  • عدم انجام کارهای روتین روزمره در ارتباط با بی حالی، ضعف و سردرد
  • اختلال در سلامت پوستی به علت ورم شکم و تغذیه ی نامناسب
  • افزایش خطر خونریزی در ارتباط با اختلال در مکانیسم های انعقادی
  • اضطراب و استرس به علت بستری در بیمارستان
  • پنومونی و زخم های فشاری در ارتباط با بی حرکتی

عوارض احتمالی: – خونریزی   – انسفالوپاتی کبدی       – افزایش حجم مایع     – افت فشار خون

– ادم        – کمبود پروتئین مورد نیاز بدن       – اختلال در فاکتورهای انعقادی

– پنومونی، ترومبوفلیت

برنامه ریزی و اهداف:

  • مشارکت در فعالیت ها
  • بهبود وضعیت تغذیه ای
  • سلامت پوستی
  • کاهش خطر آسیب دیدگی
  • جلوگیری از بروز عوارض

مداخلات پرستاری:

  • دریافت مایعات ، برون ده ادراری و وزن بیمار به طور روزانه اندازه گیری و ثبت شد.
  • اکسیژن تراپی انجام شد ( به منظور اکسیژن رسانی کافی به سلول های آسیب دیده و جلوگیری از تخریب بیشتر سلول های کبدی )
  • بیمار در حالت RBR قرار داده شد
  • بیمار به انجام دادن تنفس عمیق و ورزش و حرکت دادن اندام ها تشویق شد (برای پیشگیری از اختلالات تنفسی و گردش خون)
  • به بیمار آموزش داده شد تا فعالیت ها و ورزش های ملایم به همراه دوره های استراحت در برنامه ی روزانه ی خود قرار دهد.

برای بهبود وضعیت تغذیه ای بیمار اقدامات زیر انجام شد:

  • رژیم غذایی مغذی و سرشار از پروتئین به بیمار داده شد
  • بیمار به خوردن تشویق شد و تعداد وعده های غذایی به ۵ وعده در روز با وعده های غذایی مختصر ، تغییر داده شد.
  • اسید فولیک و آهن برای پیشگیری از کم خونی تجویز شد

برای مراقبت از پوست بیمار اقدامات زیر انجام شد:

  • وضعیت بیمار به طور مرتب تغییر داده می شد.

برای کاهش خطر آسیب دیدگی اقدامات زیر انجام شد:

  • برای خروج از تخت به بیمار کمک می شد.
  • به بیمار توصیه شد که برای مسواک زدن از مسواک نرم و برای تراشیدن ریش از ریش تراش استفاده کند.

برای جلوگیری از عوارض اقدامات زیر انجام شد:

  • مدفوع بیمار از نظر خون بررسی می شد
  • علایم حیاتی بیمار هر ۳ ساعت کنترل می شد
  • بیمار از نظر خونریزی گوارشی به دقت کنترل می شد
  • سطح سرمی الکترولیت ها به دقت کنترل می شد
  • بیمار از نظر وضعیت ذهنی کنترل می شد
  • وضعیت قلبی-عروقی و تنفسی بیمار به طور مرتب بررسی می شد

ارزشیابی:

  • وزن بیمار بدون هیچ گونه ادمی افزایش یافته
  • اشتهای بیمار بیشتر شده
  • بیمار احساس قدرت و سلامتی بیشتری می کند
  • اثری از عفونت و آسیب به پوست مشاهده نمی شود
  • آموزش های داده شده را انجام می دهد
  • بیمار دچار هیچ گونه عارضه ای نیست

نکته: لطفا توجه داشته باشید که فرآیند پرستاری هر بیمار متفاوت بوده و بسته به شرایط بیمار قابل تغییر است ضمن اینکه این مطلب کامل نبوده و از پرستاران  و دانشجویان محترم پرستاری درخواست می شود در صورت تمایل مطلب فوق را تکمیل نمایند.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آبان 1393ساعت 14:52  توسط فاطمه برزوئی  | 

این سرود که اولین سرود ،در بین دانشگاههای شهرستان سبزوار می باشد به تهیه کنندگی روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی سبزوار در شورای اداری شهرستان با حضور مسئولین رو نمایی شد.

این سرود که به مدت سه دقیقه می باشد ، علاوه بر تصویر کشیدن آثار تاریخی و مشاهیر سبزوار به صورت کلی  معرف مجموعه دانشگاه علوم پزشکی سبزوار می باشد.

 

دریافت فایل FLV کلیپ تصویری سرود ویژه دانشگاه علوم پزشکی سبزوار

دریافت فایل AVI کلیپ تصویری سرود ویژه دانشگاه علوم پزشکی سبزوار

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آبان 1393ساعت 14:51  توسط فاطمه برزوئی  | 

انجمن سرطان آمریکا توصیه می کند: همه کسانی که قصد بچه دار شدن دارند باید از  کار با داروهای شیمی درمانی بپرهیزند و این شامل همه پرستاران زن و مرد نیز می شود

تقریبا همه پرستاران شاغل در بخش شیمی درمانی می خواهند بدانند: آیا کار با  داروهای شیمی درمانی در طول بارداری، به جنین آسیب می زند؟

آیا این خطر شامل تمام محوطه و فضای بخش ( از جمله تخت بیمار ، میزها ، سرویس  بهداشتی ) می شود یا فقط محدود به  محل آماده سازی داروهای شیمی درمانی  است؟ به عبارت بهتر: آیا یک پرستار باردار می تواند در بخش شیمی درمانی به  کارهایی غیر از آماده سازی بپردازد؟

متاسفانه منابع تحقیقاتی و منتشر در این زمینه بسیار محدود است.

خطر آسیب طبق بررسی موسسات معتبر، با رعایت اصول ایمنی بسیار کم است . اما … به صفر نمی رسد.

این مقاله پیرامون موضوعات مربوط به پرستاران باردار شاغل در بخش شیمی درمانی فراهم شده است.

آماده سازی داروهای شیمی درمانی توسط پرستار باردار تا چه اندازه ایمن است؟

پاسخ این سوال چندان واضح نیست. ما در اینجا سعی می کنیم با بررسی منابع معتبر و علمی جواب را پیدا کنیم. مراکز شیمی درمانی طی سالهای اخیر به طور گسترده  افزایش یافته است.

کلینیک ها، بیمارستانها و مطب های خصوصی مبادرت به اجرا شیمی درمانی می نمایند.  اکثر داروهای شیمی درمانی یاخته آزار، هستند. این یعنی اینکه داروهای شیمی  درمانی ماهیت موتاژنیک، کارسینوژنیک و تراتوژنیک دارند.

اینکه در طول بارداری چقدر می توانند مضر باشند کاملا مشخص نیست. بنابراین کار با چنین داروهایی در طول بارداری نمی تواند صد در صد ایمن باشد.

به همین دلیل است که کار با داروهای شیمی درمانی در همه کشورهای دنیا دارای دستورالعمل است.

انجمن پرستاران انکولوژی انگلستان می گوید: خطر کار با چنین داروهایی هرگز به  صفر نمی رسد. حتی اگر شما در فرآیند آماده سازی دستورالعمل را مو به مو  رعایت کنید.

در تأیید این جمله انجمن سلامت داروسازان آمریکا می گوید: پرسنل ممکن است طی  فرآیند آماده سازی، حمل، انبار کردن، تزریق و حتی دفع وسایل یکبار مصرف  آلوده، دچار آلودگی شوند.

معتبرترین سازمان مرتبط با سلامت و ایمنی شغلی آمریکا می گوید: غلظت قابل اندازه  گیری یک تا پنج داروی شیمی درمانی در سطوح هود، کف زمین، تریتمنت و ترالی  حمل، محل نگهداری، میزها و صندلی ها گزارش شده است.

حداقل تماس در سطوح یاد شده تماس پوستی است. بنابراین کسانی که با داروهای شیمی درمانی سر و کار دارند بطور دایم با آن در تماس هستند.

این تماس می تواند با رعایت اصول ایمنی، سیستم تزریق بدون سوزن و تهویه مناسب به حداقل برسد، اما حذف کامل خطر غیر ممکن است.

اثرات جانبی داروهای شیمی درمانی بر بارداری

داروهای شیمی درمانی بر روی سلولهای سریع تکثیر تاثیر می گذارند. تماس با چنین  داروهایی موجب رشدهای غیر طبیعی در جنین می شود. همچنین در صورت تماس  پوستی، گوارشی و استشاقی مادر با چنین مواد شیمیایی موجب افزایش میزان  متابولیتها می شود.

بارداری دارای سه فاز است و اثرات شیمی درمانی در هر کدام از فازها متفاوت است:

Embryogenesis :در روز چهاردهم جنینی خاتمه می یابد . آسیب های سلولی در این فاز موجب مرگ جنین می شود.

Organogenesis : اندامها و سیستم های مختلف بدن در این فاز تشکیل می شود و تا هفته دوازدهم طول می  کشد، آسیب ها در این فاز منجر به سقط یا ناهنجاری می شود.

Foetal growth:از هفته دوازدهم تا زمان تولد است. آسیب ها در این فاز موجب ناهنجاریهای ذهنی و فیزیولوژیک می شود.

در تحقیقی که به تازگی در نشریه ژنیکولوژی امریکا منتسر شد: مطالعه در ۷۵۰ پرستار باردار درگیر با شیمی درمانی نشان می دهد، مقداری افزایش احتمال سقط در این گروه مشاهده می شود.

این گروه از پرستاران دستورالعمل کار با داروهای شیمی درمانی را رعایت می کردند.

ایمنی کار با داروهای شیمی درمانی

انجمن سرطان آمریکا توصیه می کند: همه کسانی که قصد بچه دار شدن دارند باید از  کار با داروهای شیمی درمانی احتراز نمایند و این شامل همه پرستاران زن و  مرد می شود.

همچنین مادران شیرده هم نباید با داروهای شیمی درمانی سروکار داشته باشند.

در طول ۸۴ روز اول بارداری هر گونه تماس با داروهای شیمی درمانی ممنوع است. اما بعد از ۸۴ روز می تواند با رعایت استانداردها در بخش شیمی درمانی کار کند.

نکته نگارنده    

طی سالیان کار بالینی وقتی همکاران با بنده در این خصوص صحبت میکردند ،  همواره توصیه می کردم حداقل از سه ماه قبل از تصمیم به بارداری ، در بخش  شیمی درمانی کار نکنند. این توصیه مبتنی بر تحقیقات گسترده ای نبود ، تنها  با توجه به شرایط فیزولوژیک بدن انسان و رفع تردید های روحی به همکاران  توصیه می شد.

البته تحقیقات در زنان مبتلا به سرطانی که حین بارداری تحت شیمی درمانی قرار  گرفتند، به نتایج دیگری رسیدند. اما من عرض میکنم ، آنها به خاطر بیماری  مجبور بودند. اما یک پرستار مجبور نیست، حین بارداری در بخش شیمی درمانی  کار کند.

منبع: سایت ایران آنکو

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آبان 1393ساعت 14:50  توسط فاطمه برزوئی  | 

ريفلاكس معده به مري (Gastroesophageal Reflux Disease)

ريفلاكس معده به مري (Gastroesophageal Reflux Disease) و مراقبت های پرستاری آن

GERD يكي ازشايعترين اختلالات مجراي GER است. مطالعات بر روي جامعه نشان مي دهد كه تا 15 درصد از افراد حداقل يك بار در هفته و 7 درصد به صورت روزانه دچار سوزش سردل و يا رگورژيتاسون هستند. نشانه ها به واسطه جريان رو به عقب اسيد و ساير محتويات معده به داخل مري ايجاد مي شوند كه خود ناشي از ناكارايي پيوستگاه معده – مري مي باشد.

اين بيماري سالانه حدود 12-10 ميليارد دلار هزينه هاي طبي مستقيم دارد و داروهاي ضد ترشح اسيد در زمره رايج ترين داروهاي تجويزي در آمريكا مي باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مهر 1393ساعت 18:46  توسط فاطمه برزوئی  | 

سرم ها جز مواد دارویی هستند که دارای ترکیباتی متفاوت بوده و هر کدام از آنها برای بیماری خاصی مورد استفاده قرار می گیرند. سرم ها دارای ترکیبات آمینو اسیدی، کربوهیدراتی، الکترولیتی و …. هستند. در طبقه بندی محلول های تزریقی ترکیب شیمیایی و غلظت اسمزی محلول اهمیت دارد و تقسیم بندی آنها بر همین اساس انجام می گیرد. انواع محلول هاي كريستالوئيدي محلول هاي ايزوتونيك مايعات و محلول هاي ايزوتونيك سبب افزايش حجم ECF، يك ليتر مايع ايزوتونيك به ميزان ليتر حجم EFC را افزايش مي دهد. محلولهاي ايزوتونيك عبارتست از: دكستروز 5 درصد در آب ( D5W)، محلول رينگر، محلول كلرور سديم 9/.% ( N/S)، محلول رينگر لاكتات ) RL) – D/W5%_D/S 5% سرم ِD/W5% محلول قندي 5% (D/W5%) در ابتدا ايزوتونيك است اما با متابوليزه شدن سريع گلوكز به مايعي هيپوتونيك ( 3/1 خارج سلول و3/2 داخل سلول) تبديل مي شود. اين نكته بايد در بيماراني كه در معرض خطر افزايش فشار داخل جمجمه هستند مورد توجه قرار گيرد. نكات قابل توجه در سرم D/W5% عبارتست از : محلول D/W5% محلول مناسبي براي احيا، مايع نيست به منظور ايجاد ديورز خفيف در درمان مسموميت ها و دفع توكسمي بكار مي رود. استفاده از گلوكز به همراه انسولين و الكتروليت ها (KCL) در انفاركتوس ميوكارد از آسيب بافتي مي كاهد( سرم GIK) . در بيماران N.P.O به منظور تامين انرژي بيماران و جلوگيري از تجزيه غير ضروري پروتئين ها بدنبال فقر غذائي استفاده مي شود. ِ D/W5%جهت رقيق سازي برخي داروها براي انفوزيون داخل وريدي (مانند دوپامين و بي كربنات سديم ) بكار مي رود. محلول دكستروز 10 درصد همراه با اسيدهاي آمينه (آمينوفيوژن) و اينتراليپيد در تغذيه پارنترال (TPN) استفاده مي شود . همچنين در بيماراني كه ادم ريوي دارند بعنوان محلول K.V.O استفاده مي شود. در بيماراني كه تب شديد دارند به منظور تامين انرژي مصرف شده از محلول D5W استفاده مي شود. در بيماراني كه ادم ريوي دارند (با تشديد ديورز از تجمع مايع آلوئولي مي كاهد) در جراحي ها 150-50 گرم گلوكز جهت جلوگيري از هيپو گليسمي حين عمل انفوزيون شود. محلول دكستروز 10 درصد در مسموميت با ژتاسيم بهمراه انسولن استفاده مي شود. سرم رينگر لاكتات محلول رينگر لاكتات با غلظتي مشابه پلاسما مي باشد. نكات قابل توجه در سرم رينگر لاكتات عبارتست از: 1) در درمان هيپوولمی، سوختگي ها، جايگزين مايعات از دست رفته در اسهال و جايگزين خون از دست رفته در موارد حاد 2) در نارسائي كليه نبايد مورد استفاده قرار گيرد چون موجب هيپوكالمي مي شود. 3) لاكتات در بدن بسرعت به بيكربنات تبديل شده و نبايد اين محلول را در اسيدوز لاكتيك استفاده كرد. 4) اين محلول با ساير داروها هنگام تجويز همزمان ناسازگاري دارد. 5) به بيمار آموزش دهيد، درد و تورم محل تزريق را اطلاع دهد. 6) به همراه ساير محلولها در تغذيه موقتي بيماران بكار مي رود. سرم رينگر رينگر از جمله محلول هاي الكتروليتي است. بدنبال تزريق محلول هاي قند نمكي و نرمال سالين، مقداري از نيازهاي تغذيه اي و الكتروليتي بيماران تامين مي گردد اما تزريق اينگونه محلول ها با تشديد ديورز بعلت دفع پتاسيم از طريق ادرار، بيماران را در معرض هيپوكالمي قرار مي دهد. اما سرم رينگر، علاوه بر دارا بودن Nacl به مقدار مشابه حاوي مقداري K+ و Ca++ با غلظت ايزوتونيك است. در واقع رينگر، نرمال ساليني است كه مقداري پتاسيم و كلسيم به آن افزوده شده است. اگر فعاليت كليوي مختل نشده باشد، اين فرآورده براي جايگزين كردن حجم مايع مناسب است. موارد مصرف سرم رینگر: جايگزيني الكتروليت ها در مواردي كه از دست دادن يون كلر بيش از يون سديم باشد (گاستروآنتريت) در تغذيه پارنترال كوتاه مدت همراه ساير محلول ها درمان دهيدراتاسيون ناشي از اسيدوز ديابتي جايگزيني مايعات از دست رفته حين عمل جراحي در صورت نبودن محلول هاي مناسب به منظور جلوگيري از هيپوكالمي ناشي از سرم تراپي با ساير محلول ها و هيپوكالمی ناشي از مصرف ديورتيك ها در شوك هيپوولمي بر ساير محلول هاي قندي نمكي ارجحيت دارد. نكات پرستاري به هنگام مصرف رينگر: ü در نارسائي كليه استفاده از اين محلول ممنوع است. ü مصرف آن در هيپرناترمي ممنوع است. ü جهت جبران هيپوكالمي از رينگر به تنهائي نمي توان استفاده نمود و مي بايست از محلول هاي هيپرتونيك كلرور پتاسيم با دوز تجويزي پزشك به رينگر اضافه نمود ü افزودن محلول هيپرتونيك بيكربنات سديم به داخل رينگر ممنوع است (كلسيم با بيكربنات تشكيل رسوب مي دهد). سرم نرمال سالين محلول نرمال سالين (كلرور سديم 9/.%) محلول ايزواسمولار و الكتروليتي است كه تماما در ECF باقي مي ماند. به همين دليل در اكثر موارد از آن براي درمان كاهش حجم مايع استفاده مي شود. نكات قابل توجه در استفاده از اين سرم عبارتست از : در شيمي درماني بايد 100-50 سي سي محلول نرمال سالين قبل و بعد از انفوزيون داروي شيمي درماني تزريق شود. اين محلول تنها محلولي است كه مي تواند همراه با فرآورده هاي خوني مورد استفاده قرار گيرد. در اقدامات درماني بهنگام شوك، احياء قلبي ريوي، كتو اسيدوز ديابتي، آلكالوز متابوليك و شرائط هيپوولمي كاربرد دارد. جهت هواگيري و شستشوي (پرايم كردن مايع همودياليز) در آلكالوز متابوليك به همراه KCL استفاده مي شود. از اين محلول در بيماران نارسائي قلبي، ادم ريوي، آسيب هاي كليوي يا احتباس سديم با احتياط استفاده شود. سرم قندي و نمكي محلول دكستروزسالين 5% (D/S) از نظر تركيبات شيميايي معادل سرم قندي 5% داراي گلوكز، همانند نرمال سالين 9/.% حاوي كلرور سديم است. مورد استفاده اين محلول در تامين انرژي، آب و الكتروليت هاي مورد نظر بيماران در تغذيه پارنترال و بيماران NPO است. استفاده از اين محلول در مسموميت ها مفيد است. سرم 3/1 ، 3/2 3/1حجم نرمال سالين و3/2 حجم آن دكستروز 5% مي باشد. بعلت داشتن قند و كلرور سديم كمتر نسبت به دكستروز سالين 5% در بيماران ديابتي كاربرد دارد. با انفوزيون اين محلول در حين اعمال جراحي، بخصوص اطفال از خطر احتباس سديم مصون خواهند بود. در هنگام انفوزيون اين محلول در بيماران با نارسائي قلبي، كليوي و كبدي بيماران بدقت از نظر افزايش فشار خون و ادم حاد ريه بررسي كنيد. محلول هاي هيپرتونيك: محلول هاي تزريقي هيپرتونيك موجود عبارتند از: D/W10%، محلول قندي 20%،50% – مانيتول 10%،20% نكات قابل توجه در استفاده از اين محلول ها عبارتست از: تزريق دكستروز 50% در مدت 5 دقيقه مي تواند كرامپ عضلاني بيماران همودياليزي و اورميك را رفع كند براي درمان سريع هيپوگليسمي از تزريق دكستروز 50 درصد بصورت داخل وريدي استفاده مي شود. تزريق محلولهاي قندي هيپرتونيك در بيماراني كه دچار آنوري هستند (و غير دياليزي هستند) ممنوع است. در هموراژي داخل جمجمه و خونريزي اسپاينال، استفاده از محلول هاي قندي قندي محدوديت دارد. از نشت محلول به بافت اطراف وريد جلوگيري كنيد زيرا موجب سفتي و نكروز مي شود. محلول هاي غليظ دكستروز بايد به آهستگي انفوزيون شوند. زيرا ممكن است سبب افزايش قند خون و جابجائي مايعات شود. ترجيحا از وريدهاي بزرگ مركزي براي تزريق محلول هاي قندي غليظ استفاده شود. جهت تامين نيازهاي كالري بدن از دكستروزهاي غليظ استفاده مي شود. مصرف توام محلول هاي قندي و ترانسفوزيئن خون بخصوص از طريق يك كاتتر ممنوع است. هنگام تجويز محلول هاي هيپرتونيك قندي انتظار ديورز اسموتيك را داشته باشيد. محلول هاي قندي فاقد الكتروليت هستند و بعد از تزريق ديورز ايجاد كرده و سبب هيپوكالمي و هيپوناترمي مي شوند تشديد ديورز بعد از تزريق اين محلول ها مي تواند منجر به دهيدراتاسيئن شود. انفوزيون محلول هاي قندي منجر به كمبود ويتامينهاي گروه B مي شود. بهتر است در بيماران N.P.O به مدت طولاني با محلول هاي قندي سرم تراپي مي شوند ويتامين B كمپلكس به محلول هاي قندي اضافه شود. محلول هاي هيپوتونيك: از جمله اين محلول ها مي توان به كلرورسديم 45/.% (یا هاف سالين نرمال) اشاره كرد. هاف سالین یا سالین نیم غلظت شامل Na+=77 mq/l و CL- =77 mq/l و آب می باشد. آب آزاد به دفع مواد محلول از طریق کلیه ها کمک می کند. این محلول دارای Na+وCL- کمتری نسیت به نرمال سالین است و در درمان دهیدراتاسیون، تخلیه Na+ و CL- و دفع ترشحات معده به کار می رود. هدف استفاده از اين محلول رساندن آب به جهت دفع مواد زائد بدن و گاهي هم براي درمان هيپرناترمي مي باشد. محلول هاي جايگزين پلاسما دكستران دكستران از پلي ساكاريدهاي صناعي بوده كه خصوصيات كلوئيدي مشابه آلومين را دارا مي باشد . در بزرگسالان در درمان شوك تا gr/kg2 در روز اول و سپس gr/kg/day1 انفوزيون مي شود.درمان نبايد بيش از 5 روز طول بكشد. بعنوان پروفيلاكسي آمبولي ريوي و ترومبوز وريدي gr/kg1 تا سه روز تجويز مي شود. موارد مصرف اين محلول عبارتست از: درمان كمكي در شوك ناشي از خونريزي، سوختگي، جراحي مايع اوليه در پمپ هاي اكسيژن دهنده در گردش خون از بدن (جراحي قلب باز) جهت جلوگيري از ترومبوز عروق وريدي، آمبولي ريوي، در اعمال جراحي بخصوص جراحي لگن بعنوان جانشين فرآورده هاي خوني زماني كه هنوز كراس ماچ انجام نشده باشد. نكات پرستاري بهنگام مصرف دكستران در صورت بروز علائم آلرژيك، تزريق را قطع و از داروهاي آنتي هيستامين استفاده كنيد. تزريق دكستران در بيماران با هماتوكريت كمتر از 39 درصد يا مشكلات انعقادي ممنوع است. بيمار را هيدراته كنيد زيرا دكستران يك محلول هيپرتونيك كلوئيدي است كه آب را از فضاي خارج سلولي بدرون عروق مي كشد. دكستران را فقط زماني كه دسترسي به خون يا فرآورده هاي آن نداريد استفاده كنيد. سرم را در درجه حرارت 25 درجه سانتيگراد نگهداري نمائيد. (در درجه حرارت پائين تر ممكن است بلور تشكيل شود. در صورت تشكيل بلور، سرمرا داخل آب گرم قرار دهيد تا بلورها حل شود. با توجه به كاهش پلاكت ها در هنگام تزريق دكستران بهتر است بيمار از نظر هماتمز، ملنا و هماچوري كنترل شود. از اين محلول در بيماران نارسائي احتقاني قلب با احتياط تزريق شود زيرا سبب كاهش پروتئين هاي پلاسما مي شود. هماكسل هماكسل از استخوان گاو نر استخراج شده كه وزن مولكولي بسيار بالايي دارد. تزريق هماكسل علاوه بر جبران پلاسما، باعث بهبود گردش خون در عروق موئينه شده و از بروز ضايعات كليوي بدنبال شوك جلوگيري مي كند. موارد مصرف اين محلول عبارتست از: شوك هيپوولميك (شوك ناشي از سوختگي، پريتونيت، گاستروآنتریت، اغمائ دیابتی و …) شوک هموراژیک (بدنبال تصادفات، خونریزی، بیماری های داخلی و…) جهت ثابت نگهداشتن جریان خون در بی هوشی، اعمال جراحی، همودیالیز بعنوان جایگزین مایعات بدن در تعویض پلاسما بعنوان جانشین پلاسما در گردش خون خارج از بدن (جراحی قلب باز) نکات پرستاری به هنگام مصرف هماکسل تزریق سریع هماکسل باعث آزاد شدن هیستامین می شود. بنابراین در حین تزریق و پس از آن ممکن است منجر به بروز کهیر، لرز، اسپاسم، تاکی کاردی، هیپوتانسیون و کلاپس عروق می گردد. درصورت بروز حساسیت خفیف از طریق آنتی هیستامین استفاده کنید. در صورت تشدید آلرژی هماکسل را قطع کنید. فشار خون حین تزریق هماکسل کنترل گردد. سابقه حساسیت و آسم قبل از تزریق از بیمار سئوال شود. درجه حرارت هماکسل حین انفوزیون 37 درجه سانتی گراد باشد. از تزریق هماکسل سرد خودداری کنید. طرز تهيه انواع سرم هاي دارويي طرز تهيه سرم هپارين با توجه به دستور پزشك چنانچه انفوزيون سرم هپارين به صورت 500u/hr, 750u/hr, 1000u/hr درخواست گردد. طرز تهيه به صورت زير خواهد بود: 500u/hr: ser D/W5%100 CC + 5000uHeparin 10gtt/min 750u/hr: ser d/W5%100 CC + 7500uHeparin 10gtt/min 1000u/hr: serD/W5%100 CC + 10000uHeparin 10gtt/min با ميزان فوق براي هر منظور استفاده سرم هپارين به صورت 10 قطره ميكروست در دقيقه خواهد بود. طرز تهيه سرم استرپتوكيناز(streptokinase): 1vial stk = 750000u ser D/W5%100CC + 2AMP STK (1/500/000 U) در صورتيكه دستور پزشك انفوزيون سرم در عرض يك ساعت باشد تعداد قطرات 100 قطره در دقيقه مي باشد. تعداد كل قطرات سرم استرپتوكيناز بر حسب ميكروست = 6000 قطره مدت زمان انفوزيون سرم بر حسب دقيقه با سرعت 100 قطره در دقیقه = 60 استرپتوکیناز يك آنزيم ترومبولتيك است كه در انفاركتوس ميوكارد ، آمبولي ريه، ترومبوز شريان كرونري و انسداد شريانهاي ريوي كاربرد دارد. هر ويال استرپتوكيناز حاوي 750000 واحد دارو مي باشد كه معمولاً براي بيماران 1500000 واحد ( معادل 2 ويال ) تجويز مي شود. قبل از تزريق PT-PTTچك شود . ابتدا ويال اول را با 5 سي سي آب مقطر حل و داخل 100سي سي سرم ميكروست رقيق نموده و در عرض 30 الي 45 دقيقه انفوزيون شود. سپس ويال دوم را بصورت قبل حل نموده و داخل ميكروست رقيق نموده و در عرض 45 دقيقه مجدداً انفوزيون شود. يك ساعت پس از اتمام ويال دوم از بيمار EKG گرفته شود. تذكرات: 1- جهت جلوگيري از تهوع و التهاب بيمار حين تزريق استرپتوكيناز مي توان از آمپول پلازيل و هيدروكورتيزون بصورت پروفيلاكسي بهره برد . 2- حل نمودن آمپول استرپتو كيناز بايد به أرامي انجام گيرد و از تكان دادن آن خودداري شود . 3- درصورت ايجاد حساسيت مثل افت فشار خون، بي قراري، لرز، تهوع و آريتمي انفوزيون را قطع نماييد . 4- حين انفوزيون استرپتوكيناز، بيمار را از نظر فشار خون، نبض، ريت و ريتم قلبي، خونريزي و حساسيت به دارو مكرر كنترل نماييد. 5- درصورتي كه ديس ريتمي قلب بصورت PVC مولتي فوكال، short run VT بود از بلوس ليدوكايين استفاده شود و در صورتي كه بلوس ليدوكايين اثر بخش نبود براي بيمار سرم ليدوكايين شروع نماييد.(رجوع شود به پروتكل ليدوكايين) 6- پس از پايان پروتكل استرپتوكيناز در صورتيكه فشار خون بيمار بالاي P/100 بود. سرمTNG بصورتgr/min mic10-5 شروع شود. و با توجه به فشار خون بيمار دوز آن افزايش داده شود. در صورتيکه BP<100mmH باشد سرم TNG شروع نشده يا Hold شود. 7- يك ساعت پس از پايان پروتكل استرپتوكيناز از بيمار EKG گرفته شود. 8- هشت ساعت پس از پايان پروتكل استرپتوكيناز آنزيمهاي قلبي (CPK-LDH ) بيمار چك شود. 9- چهار ساعت پس از پايان پروتكل استرپتوكيناز PT-PTT بيمار چك شود در صورت نرمال بودن طبق دستور پزشك عمل كنيد و در صورت اختلال در جواب PT-PTT در مورد تزريق هپارين با پزشك معالج بيمار مشورت نماييد . 10- مقدار P.T.T دو بار در روز چک شود ( 6عصر، 6صبح ). در صورتي که P.T.T>90 باشد دوز هپادين 25% ( 1500u ) کاهش داده شود و زماني که P.T.T<50 باشد 25% افزايش داده شود . ( بهتر است جهت كاهش يا افزيش با پزشك مربوطه هماهنگ شود) . موارد كنترانديكاسيون مطلق: 1) سابقه سكته مغزي در يك سال اخير مخصوصا اگر هموراژيك باشد 2) در سه ماه اخير سابقه جراحي داشته باشد 3) سابقه خونريزي معده داشته باشد 4) اختلال انعقادي داشته باشد 5) در 9ماه اخير استروپتوكيتاز دريافت كرده باشد 6) فشار خون بالاتر از 180 باشد طرز تهيه سرم داروئی (G.I.K) (گلوكز- انسولين ريگولار – پتاسيم): سرم گلوكز، انسولين، پتاسيم براي بيماراني كه درد سينه مقاوم و مداوم دارند و به سرم TNG و مسكن جواب نمي دهند كاربرد دارد. اين محلول يك منبع انرژي زاي بي هوازي است و قلب را از ايسكمي زود هنگام نجات مي دهد. اين پروتكل جهت بيماران ديابتي و سكته قلبي كاربرد دارد. ابتدا 200 سي سي سرم دكستروز واتر 5% را با 20 سي سي كلريد پتاسيم 15% با 280 سي سي گلوكز هيپرتونيك 50% (معادل 6 ويال) با 25 واحد انسولين رگولار مخلوط كرده، محلول تهيه شده بصورتmg/kg/h 1-5/1 ( 15 قطره ) طي مدت 12 ساعت انفوريون گردد. سرم داروئی ليدوكايين : ليدوكايين جهت درمان آريتمي هاي بطني و جلوگيري از عود مجدد آريتمي كاربرد دارد. ابتدا mg/kg 5/1-1 بطور آهسته وريدي تزريق شود و هر 3 تا 5 دقيقه تا برطرف شدن آريتمي تكرار شود تا مقدار آن به mg/kg 3 برسد. جهت درمان آريتمي هاي بطني مكرر (PVC مولتي فوكال، short run VT ) از سرم ليدوكايين استفاده مي شود. جهت انفوزيون سرم ليدوكايين 1 گرم ليدوكايين (معادل 10 ويال 2% كه حجم هر ويال cc 5 مي باشد) را با 450 سي سي سرم دكستروز واتر 5% رقيق نموده و بصورت mg/kg 4-2 ( 15 تا 30 قطره ) انفوزيون شود . نكته: به هيچ عنوان از ويال هاي ليدوكائين cc50 به دليل اپي نفرين در داخل آن جهت انفوزيون دائم و بولوس استفاده نشود . سرم داروئی آميودارون: جهت درمان آريتمي هاي بطني و فوق بطني كاربرد دارد . ابتدا 150 ميلي گرم معادل يك آمپول را بصورت وريدي آهسته تزريق شود . سپس 300 ميلي گرم آمپول آميودارون ( معادل 2 آمپول ) را با 100 سي سي سرم دكستروز 5% داخل ميكروست رقيق نموده و در مدت 6 ساعت اول بصورت mg/min 1 (20 قطره ) انفوزيون شود و در مدت 18 ساعت بعد بصورت mg/min 5/0 ( 10 قطره ) انفوزيون گردد . سرم داروئی سولفات منيزيم : اين دارو اثر ضد آريتمي و ضد ايسكمي دارد و به نوعي با مهار كانال كلسيم ، نوعي وازوديلاتور است . در بيماراني كه تغذيه نامناسب دارند و احتمال كاهش منيزيم در آنها زياد است . بيماراني كه داروي مدر دريافت مي كنند . بيماراني كه MI نموده بويژه اگر همراه با QT طولاني باشد . بيماران اكلمسي و آن دسته از بيماراني كه MI نموده و قبل از 6 ساعت مراجعه نموده اند و از پروتكل استرپتوكيناز نمي توان استفاده نمود كاربرد دارد . ابتدا 1 گرم سولفات منيزيم معادل 2 سي سي سولفات منيزم 50% (هر ويال سولفات منيزيم 10 سي سي حجم دارد) را به همراه cc100 از سرم D/w%5 ، داخل ميکروست ريخته و در عرض 15 دقيقه انفوزيون مي نمائيم . سپس 9 گرم سولفات منيزيم معادل 18 سي سي سولفات منيزم ( يعني يك ويال كامل cc 10+ cc 8 از ويال ديگر ) را با 50 سي سي سرم دكستروز 5% رقيق نموده بصورت 5 قطره در دقيقه انفوزيون نمائيم . تذكرات: 1- در صورت نارسايي كليوي و هيپرتانسيون پروتكل ادامه داده نشود. 2- آنتي دوت سولفات منيزيم، كلسيم گلوكونات است. سرم داروئی دوپامين و دوبوتامين : دوپامين در درمان شوك كارديوژنيك و براي افزايش برون ده قلبي و افزايش فشار خون و جريان ادرار و در موارد شديد و مقاوم نارسايي احتقاني قلب كاربرد دارد. دوپامين در مقادير كم (ugr/kg/min 1تا 2 ) موجب گشادي عروق مغز و كليه و مزانتر مي شود و برون ده ادراري را افزايش مي دهد. در مقادير (ugr/kg/min 2 تا 10 ) موجب افزايش برون ده قلبي مي شود. در مقادير بالاي (ugr/kg/min 10 ) موجب افزايش مقاومت محيطي و تنگ شدن عروق كليوي و مزانتر شده و فشار خون را بالا مي برد. دوبوتامين: در افزايش برون ده قلب به دنبال كاهش قدرت انقباضي قلب كاربرد دارد. دارو را در 100 سي سي ميكروست رقيق نموده و با توجه به دستور پزشك معالج تعداد قطرات سرم را تنظيم مي كنيم .
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مهر 1393ساعت 18:44  توسط فاطمه برزوئی  | 

 آناتومي معده و دوازدهه و مراقبتهای پرستاری از آن (قسمت دوم)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم شهریور 1393ساعت 5:47  توسط فاطمه برزوئی  | 

 آناتومي معده و دوازدهه و مراقبتهای پرستاری از آن (قسمت دوم)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم شهریور 1393ساعت 5:41  توسط فاطمه برزوئی  | 

 

مردم باید با مضرات و مزایای محصولاتی که استفاده می کنند، آگاهی داشته باشند، برای مثال اگر کارخانه ای از روغن پالم در محصولاتش استفاده می کند باید جهت اطلاع مصرف کننده، میزان استفاده از آن را براساس پروانه بهداشتی صادره روی محصول درج کند، در غیر این صورت خلاف قانون عمل کرده و باید مورد پیگرد قانونی قرار گیرد

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم مرداد 1393ساعت 20:10  توسط فاطمه برزوئی  | 

برای دانلود چزوه اس پی اس اس بر لینک زیر کلیک کنید.

http://s5.picofile.com/file/8125567518/jozveh_SPSS_new_2488.pdf.html

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393ساعت 22:46  توسط فاطمه برزوئی  |